داستانهایی چون «بذارین زیبا براتون بخونه» یا «لوکیشن عشقناباوری» با لحنی زنده و گفتوگومحور، شخصیتهایی را به تصویر میکشند که میان باور و تردید، میل و نفی و دیالوگهای درخشان و پُرکشش شکل میگیرند. شخصیتهایی که اغلب درگیر بحران هویتاند و مرز میان واقعیت و وهم را میکاوند، و در گفتوگوهایی پر از اشارههای فلسفی و طنزی تلخ، صدای نسلی را روایت میکنند که همزمان شیفته و دلزده از عشق، سیاست، و زندگی روزمره است.
این کتاب به جد برای خوانندگانی است که از روایتهای ساده و پیشپا افتاده بیزارند؛ برای آنهایی که زبان را نه فقط ابزار انتقال، بلکه بخشی از تجربهی ادبی میدانند. «پدر، پسر، روحالقدس» در مرز میان رئالیسم و سورئالیسم حرکت میکند، اما همیشه حقیقتی انسانی در بطن خویش دارد که خواننده را گرفتار خود میکند.
این کتاب را نشر نوگام در لندن منتشر کرده است.
نویسنده.