برای مدت طولانی، همکاری کافی بود.
همکاری به معنای کار کردن در یک فضا بود.
به اشتراک گذاشتن اطلاعات.
تبادل سریع اطلاعات.
هماهنگی.
کاهش ایمیلها.
در آن زمان، مشکل ساختار نبود.
تیمها کوچکتر بودند.
پروژهها سادهتر بودند.
مسئله چارچوبهای زمانی طولانی اهمیت کمتری داشت.
ابزارهای همکاری جایگزین شیوههای غیررسمی شدند:
تماسهای تلفنی،
پیامهای متنی،
چتهای راهرویی،
ایمیلهای داخلی و CCها.
آنها غیررسمیها را رسمی کردند.
و این به عنوان همکاری تلقی میشد.
اما کار عمیقاً تغییر کرده است.
کار مدرن به کاری چند مهارتی،
چند رشتهای و شامل مسئولیتهای متعدد تبدیل شده است.
و انجام همه اینها در یک فضای واحد، نتیجه معکوس داده است.
همکاری موضوعات را با هم ترکیب میکند. همکاری آنها را سازماندهی میکند.
امروزه، چالش دیگر صرفاً تبادل پیام نیست.
این مربوط به سازماندهی فضاهای کاری است، نه فقط ارتباطات.
چون وارد عصر جدیدی شدهایم.
قرن بیست و یکم، قرن زندگی با هم، همکاری با هم، تصمیمگیری با هم، علیرغم تفاوتهایمان است.
تفاوت در فرهنگ.
تفاوت در حرفهها.
تفاوت در نسلها.
تفاوت در دیدگاهها و علایق.
همزیستی یک مشکل فنی نیست.
یک مشکل رابطهای است.
و یک مشکل رابطهای با اطلاعات بیشتر حل نمیشود، بلکه با ارتباط ساختاریافته حل میشود.
اینجاست که همکاری ضروری میشود.
همکاری به این معنی نیست که همه در یک فضا کار کنند.
به این معنی است که در فضاهای مختلف برای یک پروژه کار کنند.
فضاهایی که بر اساس موضوع، نقش و مسئولیت سازماندهی شدهاند.
همکاری با هم قاطی نمیشود.
ساختار میدهد.
روشن میکند.
کار را در طول زمان خوانا میکند.
پدیده دیگری نیز به مرکز توجه تبدیل شده است:
جابجایی تیم.
افراد تغییر میکنند.
پروژهها ادامه مییابند.
اما اغلب، دانش با رفتن کسانی که میروند، ناپدید میشود.
با حروف بزرگ بنویسید.
به دیگران منتقل کنید.
تداوم را تضمین کنید.
دانش دیگر نمیتواند در پایان تولید شود.
باید در طول کار به دست آید.
در بحثها.
در تصمیمگیریها.
در خودِ ارتباطات.
قرن بیستم یاد گرفت که اطلاعرسانی کند.
قرن بیست و یکم باید یاد بگیرد که ارتباط برقرار کند.
اطلاعات، دانش را ممکن میسازد.
ارتباطات ما را قادر میسازد تا با هم زندگی و عمل کنیم.
به همین دلیل است که ما فقط ابزار را تغییر نمیدهیم.
ما وارد عصر جدیدی میشویم.
تاریخ بهروزرسانی
۱ اسفند ۱۴۰۴