شما میخواهید بدون فکر کردن بداههنوازی کنید.
نه گامها. نه لیکهایی که از قبل دارید. خطی که واقعاً میشنوید، در همان لحظهای که آن را میشنوید نواخته میشود.
گوش شما چیزی نیست که شما را متوقف میکند. میتوانید بشنوید که عبارت به کجا میخواهد برود. چیزی که شما را متوقف میکند، نیم ثانیه بین این دو است: زمانی که متوجه میشوید نتی که میخواهید سه بمل است، در حالی که آکورد زیر آن از قبل حرکت کرده است.
روان بودن دانش نیست. سرعت است. و سرعت فقط از تکرار دقیقاً کار درست، هزاران بار، حاصل میشود.
این تمام چیزی است که بداههنوازی است. یک درجه ظاهر میشود، روی نت ضربه میزنید. دو ثانیه. دوباره. تا زمانی که عدد، صدا و نت از سه فکر بودن خارج شوند و یکی شوند.
این در هر 12 کلید ماژور کار میکند و هر یک از آنها را همانطور که یک نوازنده واقعاً آن را مینویسد، هجی میکند. در میب، دو بمل، فا است، نه می. اکثر برنامهها بیسروصدا در این مورد اشتباه میکنند و عادتی که شما بر روی آن میسازید نیز اشتباه است.
آن را در هر دو جهت آموزش دهید، زیرا آنها دو مهارت متفاوت هستند. عدد برای یادداشت کردن. نت به شماره. سپس آن که ملودی را به تغییرات تبدیل میکند: این نت، یازدهمین نت تیز است، پس آکورد چیست؟
هر روز صبح یک چالش روزانه وجود دارد و حالت جیبی با خاموش بودن صفحه نمایش اجرا میشود، بنابراین پیادهروی به عنوان تمرین حساب میشود.
این برای مبتدیان نیست. برای بازیکنانی است که از قبل تئوری را میدانند و از اینکه فقط یک بیت پشت سر آن باشند خسته شدهاند.
بدون تبلیغات. بدون حساب. حرفهای یک پرداخت یکباره است.
شمارش را متوقف کنید. شروع به نواختن کنید!
ذهن خود را طوری تربیت کنید که فوراً موسیقی را ببیند.
تاریخ بهروزرسانی
۱۶ شهریور ۱۴۰۵