من آن روز از تو پرسیدم اگر توبو هستی ، به یاد داشته باش که چگونه سرت را بلند کردی ، و چگونه نگاه تیز خود را مانند پوسته ای از شعله مسدود کردی ... نگاه هایت علی رغم شدت و با وجود چالش ، خوشمزه بودند.
نمی دانم چطور سریع من را دزدی کردی ، جومان ، نمی فهمم چگونه از اولین باری که چشمم به تو افتاد مرا جادو کردی.
من آن روز خیلی تو را تحریک کردم ، بعد از هر کلمه تشنگی بیشتری برای تحریک تو داشتم و بعد از هر جمله عصبی بودنت خوشمزه بود ، قرمزی گوشهایت هیجان انگیز بود.
وقتی از کافه ، جومان ، خارج شدم ، تصمیم گرفتم که تو مال من باشی ، هرگز اجازه نمی دهم که شخص دیگری باشی!
کتاب ، "بگذارید نویسنده ببخشد" اثیر عبدالله النشمی
تاریخ بهروزرسانی
۶ بهمن ۱۴۰۱